تقدیر شما تبدیل به فرصت خواهد شد، اگر از فرصت‌ها استفاده کنید.

 

Raiko San story 8 1 - فصل هفتم: تصمیمی که هرگز نمی‌توانستم از آن برگردم

“تقدیر” وقتی به خوبی موردتوجه قرار می‌گیرد، روزی سهم شما می‌شود.

 کریسمس ۲۰۰۸ نیز به سبو آمدم. دوست کره‌ای من «لی» که موقع مطالعه انگلیسی در فیلیپین با او آشنا شدم با من تماس گرفت و قرار شد همدیگر را ببینیم.

«لی» با دوست دخترش که در فیلیپین با او آشنا شده بود ازدواج کرد و آن دو نیز موسسه آموزش آنلاین انگلیسی راه‌اندازی کردند.

مرا به مراسم عروسی‌شان دعوت کردند و برای اولین بار مراسم ازدواج به سبک کره‌ای را تجربه کردم. عروسی جالبی بود:  دوست‌دخترش یک لباس سنتی کره‌ای به تن کرده بود و از زیر قوس شمشیر رد شدند. در عرض چهار سال رابطه من با لی مستحکم شد. کنجکاو بودم که بدانم کارش چگونه پیش می‌رود. از آنجایی‌ که تازه یک سال است ازدواج کرده و کار موسسه آنلاین را نیز به‌تازگی شروع کرده بود.

من پرسیدم: “چه خبر؟ اتفاقی افتاده است؟”

لی ناگهان گفت: “دوست داری برنامه آموزش آنلاین مرا از آن خود کنی؟”

واقعاً تعجب کردم: “مگر تازه‌ کار را شروع نکردی؟ چه شده است؟”

“قرار است بچه‌دار شویم و همسرم می‌خواهد بچه را در کره بزرگ کند.”

“رایکو، مسئولیت بخش آنلاین را به عهده می‌گیری؟”

قبلاً به راه انداختن برنامه آموزش آنلاین فکر نکرده بودم درنتیجه نمی‌دانستم چگونه واکنش نشان دهم.

جواب دادم: “لی، صبر کن. من فقط یک آدم معمولی هستم که یک شرکت خدمات پیک موتوری در ژاپن دارم. این کسب‌وکار آموزش آنلاین خیلی متفاوت است.”

“ولی رایکو، ما «میا» را داریم که یک معلم است.”

بخوانید  فصل بیست و هفتم: آشنای کسی که آشنای من است، باز هم آشنای من است.

“چی؟”

میا کسی بود که این ارتباط قشنگ را بین من و لی به وجود آورد.

من و لی از روی تقدیر باهم آشنا شدیم و همسر وی نیز قبلاً در فیلیپین همکلاسی‌ ما بود. آن‌ها به همراه من برای دیدن میا و دادن هدیه زایمانش به خانه او آمدند. تصاویری که از خانه او بدون شیر آب و پنجره در ذهن داشتم دوباره در جلوی چشمانم پدیدار شد.

بعد از ورشکستگی شرکت برادران لمان، فروش شرکت خدمات پیک موتوری‌ام بسیار کاهش یافت. کار واردات موتورسیکلتم نیز درحالی‌که رکود بود. به خاطر این مشکلات نمی‌توانستم سرمایه‌گذاری زیادی در خارج از کشور داشته باشم. ولی در آن لحظه حس شجاعتی تمام وجودم را فراگرفت و فکر می‌کردم که شاید این هم تقدیر دیگری باشد.

کارکنان کسب‌ و کار خدمات پیک موتوری ۲۴ ساعته در حال کار هستند، به همین خاطر همیشه یک اپراتور در شرکت وجود دارد. موتور سواران شرکت ما روزی به ۱۰۰۰ شرکت سر می‌زنند درنتیجه می‌توانستند کار جدیدمان را تبلیغ کنند. پس قابل انجام بود.

“بجای اینکه منتظر باشی کسب‌ و کارت در ژاپن به فنا برود، بیا برایش بجنگیم.”

این تقدیر که سال‌ها پیش با آن روبرو شدم حال به یک فرصت بزرگ تبدیل‌شده است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *