اولین کسب‌ و کارم در فیلیپین:

 

حقیقتش، من سال‌ها قبل از راه انداختن برنامه آموزش آنلاین زبان، کسب‌ و کار دیگری در فیلیپین داشتم. سال‌ها قبل من یک رستوران نزدیک کالجی که در آن زبان می‌آموختم، احداث کردم. دوست نداشتم با هر سه وعده‌ غذایم کیمچی بخورم. اشتباه برداشت نکنید، من عاشق غذای کره‌ای هستم. ولی سه وعده در هر روز برایم زیاد است، برای همین رستورانی باز کردم که غذاهای مورد علاقه‌ام را سرو کند. در این رستوران غذاهای متنوعی نظیر پاستا، استیک، و غذاهای ساده ژاپنی وجود داشت. ۸۰ صندلی در رستوران بود ولی با این‌ وجود، ما یک تراس هم در بیرون رستوران ساختیم که شبیه به بارهای آمریکایی بود.

این کسب‌ و کار را با کمک «ال» مسئول پذیرش کالج شروع کردم. او یک فرد تحصیل‌ کرده بود که از دانشگاه معتبری در فیلیپین فارغ‌التحصیل شده بود، ولی به خاطر کمبود شغل به‌عنوان مسئول پذیرش کار می‌کرد. او برای کمک به راه انداختن رستوران دوستش را که در زادگاهش آشپز بود، به رستوران دعوت کرد.

از آنجایی‌ که رابطه کاری ‌ما خیلی زود بعد از آشنایی شروع شد، می‌توانم بگویم این در اصل یک رابطه “بده بستان” بود تا یک “رابطه دوستانه”. ما پیشنهاد‌هایمان را نوشتیم و برای مسائل احتمالی پیش رو راه‌ حل ارائه می‌دادیم. برای شروع کسب‌ و کارهایی که از قبل وجود دارد یعنی جدید نیست مثل رستوران باید بازار کار را  بررسی کرد و کاری به‌ روز ارائه داد.

کالج ما در منطقه‌ای قرار داشت که هیچ امکاناتی در اطراف آن در دسترس نبود، درنتیجه تأسیس این رستوران بسیار موفقیت‌آمیز بود. در کالج ما حدود ۵۰۰ دانشجوی پولدار اسکان داشتند و همچنین ۳۰۰ مدرس با حقوق بالا در همسایگی کالج در فیلیپین زندگی می‌کردند.

بخوانید  فصل پنجم: روش نهایی یادگیری زبان انگلیسی

بااین‌وجود ۹۵% جمعیت کالج را کره‌ای‌ها تشکیل می‌دادند و سه وعده‌ غذای کره‌ای می‌خوردند و حتی وقتی بیرون بودند ترجیح می‌دادند غذای کره‌ای بخورند. به همین خاطر درنهایت منوی غذاهای بین‌المللی را از رستوران حذف کردیم و به مدت ۴ سال یک رستوران غذاهای کره‌ای شدیم.

ازآنجایی‌که این کار به سال‌ها پیش برمی‌گردد، باید بگویم که باوجود یک رئیس ژاپنی همه آشپزها فیلیپینی بودند. ما واقعاً نمی‌دانستیم چگونه غذای کره‌ای درست کنیم به همین خاطر با تماشای ویدیوهای آشپزی در یوتیوب درست کردن آن را یاد می‌گرفتیم. من حتی متعجبم که چطور این کار جلو رفت و ورشکست نشدیم.

“رنگش کمی بی‌روح نیست؟”

“بیا یکم رب چیلی اضافه کنیم.”

آشپزی ما این‌گونه بود…

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *