در حال برداشتن قدم اول برای ورود به جهان پهناور

 RaikoSanstory19 - فصل نوزدهم: همه چیز از دل مشکلات شروع شد

در یک دفتر ۴۰۰ متری که ۷۴ اطاقک در آن وجود دارد، و هر کدام مجهز به یک میز برای درس دادن است. این طراحی برای این بوده که اساتید نگران افرادی که در پشت سرشان هستند نباشند. دیوارها و اطاقک ها با رنگ کرم روشن رنگ آمیزی شد.

در اوت ۲۰۰۹، ورودی کالج با گل تزئین شده بود و برنامه گفتگوی آنلاین انگلیسی رسما آغاز شد.

در آن زمان، هیچ کس به این فکر نکرده بود که اساتید را در یک حوزه آموزشی برای تدریس آنلاین جمع کند. آن زمان هیچ دفتری نبود و اساتید فیلیپینی از طریق هماهنگی با دانشجو از خانه به آموزش می پرداختند. سیستم یادگیری طوری بود که به جای اینکه استاد فیلیپینی دارای سبک آموزشی باشد که برای شما مناسب است، سیستم ها بیشتر شبیه وب سایت های دوستیابی بودند. من ابدا این سیستم را نمی خواستم. بنابراین کالجی احداث کردم که در آن می توان به صورت جدی از طریق اسکایپ و از اساتید حرفه ای که آموزش دیده هستند انگلیسی یاد گرفت.

روز اول بسیار دشوار بود. داشتیم کالج را به شیوه ای اداره می کردیم که هیچ کس قبلا از آن استفاده نکرده بود، بنابراین امکان نداشت به مشکلات خاص برنخوریم. با این مشکلات غیرمنتظره، ذهنم حسابی فعال شده بود و فقط من نبودم بلکه همه اساتید  همین حال را داشتند.

۷ استاد ارشد سخت مشغول بودند.

” رایکو، سیستم یک مشکلاتی دارد. این دانشجوی من نیست.”

” نمیتوانند کلاس رزرو کنند. باید چکار کنیم؟”

“فورا با ژاپن تماس بگیر. هول کردن فایده ای ندارد؟ “

“من نمیتوانم صدا را از اسکایپ بشنوم.”

“ازم راجع به نحوه پرداخت سوال کردند، اما من واقعا چیز زیادی نمی دانم”.

“روشن نمی شود. فکر کنم اتصال آن مشکلی دارد. “

“مشکل برق داریم!”

“ژنراتور پشتیبان در اسرع وقت شروع به کار خواهد کرد.”

“سیستم کار نمی کند. مشکل از باتری است. “

بخوانید  تغییرات سرنوشت‌ساز:

حتی الان هم که به آن فکر می کنم، واقعا اوضاع آشفته ای بود. اما در واقع من هیچ دستوری ندادم، همه خودشان مسائل را حل کردند. همه چیز خیلی در هم بود، ولی دیدن اینکه، اساتید مشکلات را به صورت یک تنه حل می کنند باعث شد احساس غرور کنم. احساس اعتماد به نفس می کردم که مهم نیست چه سختی هایی در پیش رو داریم، می توانیم از همه مشکلات عبور کنیم. از طریق تجربه کردن و اشتباهات متعدد ، همه داشتند یاد می گرفتند که چگونه با مشکلات روبرو شوند.

نصیحتی را که دوست کره ای ام به من کرده بود در خاطرم مانده است:

“فیلیپینی ها، بر خلاف مردم ژاپن و کره، وقت شناس نیستند، جدی کار نمی کنند و حتی از زیر کار در می روند. پس نباید زیاد از آنها انتظار داشته باشی. دلیل این که شرکت های کره ای در برنامه های آموزشی در فیلیپین موفق هستند، این است که آنها بطور حتم از یک تیم مدیریت کره ای و پرسنل کره ای برای اداره کالج ها استفاده می کنند. اگر نمی خواهی شکست بخوری، تو هم باید از افراد ژاپنی استفاده کنی.”

من از این به اصطلاح نصیحت پیروی نکردم. شاید اگر از یک مشاور ژاپنی کمک می گرفتم و کالج را با پرسنل ژاپنی تأسیس می کردم، شروع راحت تری داشتم. با این حال، مشکلی نیست. ما بر روی خط هدف نیستیم بلکه در خط شروع ایستاده ایم و قصد داریم نوع جدیدی از کسب و کار را در فیلیپین شروع کنیم. من و اعضای تیم فیلیپینی ام قصد داریم با هم رشد کنیم و از شکست ها تجربه کسب کنیم. غیراز این نکته دیگری وجود ندارد.

 

 

ادامه دارد …

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *