آشنای کسی که آشنای من است، باز هم آشنای من است

 

یک ساعت سکوت و کلاس آموزش کارکنان جدید

 

کلاس های آزمایشی را شروع کردیم، بنابراین توانستیم تعدادی از معلمان خود را افزایش دهیم. به دلیل اینکه کلاس های ما همه دو خصوصی هستند، ما به تعداد دانشجویانمان معلم نیاز داریم. برنامه مکالمه انگلیسی آنلاین ما به طور مداوم در حال افزایش دانشجویان بود، بسیاری از معلمان از کالج قبلی که من در آن درس می خواندم آمده بودند. از زمانی که زت گفت: “فقط صبر کن و به ما ایمان داشته باش”. دو سال می گذشت.

 

این بار، معلمان کاملا جدیدی استخدام کردیم. در فیلیپین، زمانی که ۲۰ ساله هستید، از دانشگاه فارغ التحصیل می شوید و در همان زمان نیز کار را آغاز می کنید. برای یک فرد ۲۰ ساله که تازه فارغ التحصیل شده است خیلی زود است که بلافاصله شروع به تدریس کند. حتی با آموزش نیز بیش از ۲ ماه طول می کشد. هنگامی که آموزش تمام می شود، باید گواهینامه TESOL دریافت کنند، TESOL گواهینامه ای است که یک حکم تأیید برای شماست تا بتوانید زبان انگلیسی را به خارجیان آموزش دهید. به این ترتیب، کاری می کردیم که معلم های جدید به آرامی به شرایط عادت کنند.

 

اما در برخورد با معلم هایی که هماهنگ نبودند به دردسر می افتادیم. نمی توانستیم آنها را اخراج کنیم، اما در عین حال وقت هم نداشتیم که برایشان صبر کنیم. من نیز نمی خواستم آنها را مجبور کنم هماهنگ شوند. اگر منطقی فکر کنیم، راه حل ساده این است که معلم هایی که هماهنگ هستند را انتخاب کنیم و با آنهایی که تعامل نمی کنند عوض کنیم. با این وجود من هیچوقت این کار را نکردم و تصمیم گرفتم با صبوری با همان پرنده های کوچکی که “سرنوشت” آنها را بر سر راه ما قرار داده بود کار کنم. وقتی پیوند خوبی بین ما ایجاد شود، آن معلم های سرکش نیز به طرز شگفت انگیزی خود را هماهنگ می کنند.

بخوانید  فصل هجدهم بخش دوم : روش کالن روش ورزشی

 

آموزش فارغ التحصیلان جدید برای کالج های مکالمه انگلیسی آنلاین و همچنین برنامه آموزش حضوری مشکل است.

 

“باورم نمی شود. در کلاس دائم سرشان در گوشی است. ”

 

“خیلی کم با دانشجویانشان صحبت می کنند.”

 

“درست است. آنها هیچ موضوعی برای صحبت نداشتند، به جای مکالمه رایگان فقط یک گفتگوی خیلی کوتاه داشتند. ”

 

“اگر اوضاع این گونه ادامه پیدا کند، دیگر نباید اولویت را بر روی برنامه درسی بگذاریم.”

 

برایم جای تعجب بود که آنها علیرغم اینکه تازه فارغ التحصیل شده اند و دارای گواهینامه تدریس می باشند، نمی دانستند چگونه یک کلاس را رهبری کنند و یک ساعت تمام در سکوت کنار دانشجو می نشستند. حتی با اینکه کلاس ها آزمایشی بودند، باز هم برای دانشجویان احساس بدی داشتم. ۷ استاد ارشد کالج به همین خاطر همیشه استرس داشتند.

 

هنگامی که شروع به اجرای کلاس های برنامه های آنلاین کردیم، یادم می آید که حتی ۷ استاد ارشدمان نیز نمی توانستند کلاس های خود را خوب انجام دهند. از زمانی که ما با فارغ التحصیلان جدید آشنا شدیم که آنها هم چیز زیادی نمی دانستند، باید حدسش را می زدیم. مجبور شدیم اطلاعات خود را در مورد نحوه آموزش فارغ التحصیلان جدید توسعه دهیم. به هر حال نمی توانستیم تا ابد از کالج های دیگر معلم بیاوریم.

 

 

ادامه دارد …

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *