ساخت و ساز داخلی در فیلیپین

با توجه به اینکه اولین فرد ژاپنی ای بودم که در فیلیپین دست به این کار می زد، همه چیز را از روی حس غریزه جلو می بردیم و کاری را انجام می دادیم که حس می کردیم درست است.

از معمار پرسیدم: “چند روز طول می کشد؟”.

آنها بلافاصله جواب دادند: “حتی یک ماه هم طول نخواهد کشید. به سرعت انجامش می دهیم. “

پیش خودم گفتم: “آه، وای! عالی است.” متاسفانه، این تنها باری بود که این حس را داشتم.

ما توافق کردیم که من ابتدا نصف هزینه را پرداخت کنم، سپس ۲۵ درصد آن را وقتی که آخرین مواد لازم را خریداری کردند به آنها بدهم ، و پس از تکمیل کار، مبلغ باقی مانده را پرداخت کنم.

روز بعد، آنها تخریب را آغاز کردند. اما پس از انجام این کار، دیگر ادامه ندادند.

من از مدیری که در محل بود پرسیدم و آنها پاسخ دادند: ” پول کافی برای تامین منابع نداریم.”

” می توانید ۲۵٪ را الان به ما بدهید؟”

آنها گفتند اگر این کار را بکنیم، می توانند در اسرع وقت به ساخت و ساز ادامه دهند. من این کار را انجام دادم چون یک ماه از شروع کار آنها گذشته بود و هیچ پیشرفتی نکرده بود.

البته اشتباه بزرگی بود. فکر کردم که بعد از ظهر دوباره شروع به کار می کنند، اما باز هم کارگران کار نمی کردند و همش در خواب بودند. من با آل، که در دفتر بود، تماس گرفتم و با او و کارگران صحبت کردم.

“چرا شما بچه ها شروع نمی کنید؟”

“مواد نداریم.”

“چی؟ مگر دیروز پول مواد را بهتان ندادم؟ “

“مدیر تمام آن را گرفت.”

“صحبت از مدیر شد. او کجاست؟ می توانید با او تماس بگیرید؟ آل، فورا با او تماس بگیر. “

بخوانید  فصل هجدهم: 4 برابر سریعتر- معجزه متد CALLAN

رایکو، ظاهرا مدیر در نگروس است. یک جزیره بود. او گفت که مسئله خانوادگی پیش آمده است، برای همین به خانه برگشت. البته این هم گفت که ساخت و ساز هفته آینده آغاز خواهد شد. “

“واقعا؟”

“این چیزی است که او می گوید، کاری هم نمی توانیم بکنیم. فقط باید صبر کنیم. “

آل، او آشنای توست، درست است؟ به نظرت کاری نمی توانیم بکنیم؟ مدیر را بگذار کنار، شرکت چی؟

“الان از دوستم می پرسم، اما باید تا هفته آینده صبر کنیم.”

همانطور که انتظار می رفت، ساخت و ساز هفته آینده آغاز نشد. کارگران با بیخیالی در اطراف پرسه می زدند.

“رئیستان کی برمی گردد؟”

” نمی دانیم دستمزدمان را هم دریافت نکرده ایم، نگرانیم. شما می توانید دستمزد را بپردازید؟ “

“یک لحظه صبر کن. من قبلا ۷۵٪ از مبلغ را به شرکت پرداخت کرده ام، اما تنها کاری که شما انجام داده اید، تخریب کردن ساختمان است. هیچ پیشرفت دیگری در ساخت و ساز نداشتید. “

“ما که چیزی نمی دانیم. اما نمی توانیم کار کنیم، چون مواد لازم را نداریم. “

مهم نیست چند بار ال سعی کرد با او تماس بگیرد، به نظر نمی رسید که او برگردد.

آل، این کار فایده ای ندارد. بیا شرکتمان را عوض کنیم. “

“من یک شرکت خوب می شناسم.”

“ای بابا! اگر شرکت خوبی را می شناختی، باید از همان اول آن شرکت را انتخاب می کردی. “

“همه اش به این خاطر است که ارزانترین را انتخاب کردیم.”

راستش هیچ حرفی برای پاسخ دادن به او نداشتم.

ادامه دارد…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *